تبليغاتX
قانون و قضا
قانون شوراهای حل اختلاف در هفت مبحث و 51 ماده تصویب شده است.
مقررات عمومی،‌ ترکیب اعضای و چگونگی انتخاب، شرایط عضویت، صلاحیت شورا،‌ ترتیب رسیدگی در شورا، اتخاذ تصمیم و صدور رای و سایر مقررات هفت مبحث قانون شوراهای حل اختلاف است.
در ماده یک این قانون آمده است: به منظور حل اختلاف و صلح و سازش بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی شوراهای حل اختلاف که در این قانون به اختصار شورا نامیده می‌شود، تحت نظارت قوه قضائیه و با شرایط مقرر در این قانون تشکیل می‌گردد.
در تبصره ای از ماده، تعیین محدوده فعالیت جغرافیایی شورا در هر حوزه قضایی به عهده رییس همان حوزه قضائی ذکر شده است.
در ماده دو نیز آمده است: رییس کل دادگستری استان می‌تواند برای رسیدگی به امور خاص به ترتیب مقرر در این قانون شوراهای تخصصی تشکیل دهد.
مبحث دوم: ترکیب اعضاء و چگونگی انتخاب
ماده 3 ـ هر شورا دارای سه نفر عضو اصلی و دو نفر عضو علی‌البدل است و می‌تواند برای انجام وظایف خود دارای یک دفتر باشد که مسؤول آن توسط رییس شورا پیشنهاد و ابلاغ آن از سوی رییس کل دادگستری استان یا معاون ذی‌ربط وی صادر می‌شود.
ماده 4 ـ در هر حوزه قضایی یک یا چند نفر قاضی دادگستری که قاضی شورا نامیده می‌شوند مطابق مقررات این قانون انجام وظیفه می‌نمایند. قاضی شورا می‌تواند همزمان عهده‌دار امور چند شورا باشد.
ماده 5 ـ قاضی شورا با ابلاغ رییس قوه‌قضاییه از میان قضات شاغل منصوب خواهد شد و احکام انتصاب سایر اعضای شورا پس از احراز شرایط توسط رییس قوه قضاییه و یا شخصی که توسط ایشان تعیین می‌گردد، صادر می‌شود.
مبحث سوم: شرایط عضویت
ماده 6 ـ اعضاء شورا باید متدین به دین مبین اسلام بوده و دارای شرایط زیر باشند:
الف ـ تابعیت جمهوری اسلامی ایران.
ب ـ اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه.
ج ـ حسن شهرت به امانت و دیانت و صحت عمل.
د ـ عدم اعتیاد به مواد مخدر یا روان‌گردان یا سکرآور.
هـ ـ دارا بودن حداقل 35 سال تمام.
و ـ دارا بودن کارت پایان خدمت وظیفه عمومی یا معافیت از خدمت.
ز ـ دارا بودن مدرک کارشناسی جهت اعضاء شوراهای حل اختلاف شهر.
ح ـ متأهل بودن.
ط ـ سابقه سکونت در محل شورا حداقل به مدت شش‌ماه و تداوم سکونت پس از عضویت.
ی ـ نداشتن سابقه محکومیت مؤثر کیفری و عدم محرومیت از حقوق اجتماعی.
تبصره 1 ـ برای عضویت در شورا دارندگان مدرک دانشگاهی یا حوزوی در رشته‌های حقوق قضایی یا الهیات با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی در اولویت هستند.
تبصره 2 ـ برای عضویت در شوراهای مستقر در روستا، داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن الزامی است.
تبصره 3ـ رییس قوه قضاییه می‌تواند برای صلح و سازش در دعاوی احوال شخصیه اقلیتهای دینی موضوع اصل سیزدهم 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شورای حل اختلاف خاص تشکیل دهد.
اعضاء این شورا باید متدین به دین خود باشند.
ماده 7 ـ قضات - به استثناء قضات شورا -، کارکنان دادگستری، وکلاء و مشاوران حقوقی و پرسنل نیروی انتظامی و اطلاعاتی تا زمانی که در سمتهای شغلی خود هستند حق عضویت در شورا را ندارند.
مبحث چهارم: صلاحیت شورا
ماده 8 ـ در موارد زیر شورا با تراضی طرفین برای صلح و سازش اقدام می‌نماید:
الف ـ کلیه امور مدنی و حقوقی.
ب ـ کلیه جرایم قابل گذشت.
ج ـ جنبه خصوصی جرایم غیرقابل گذشت.
تبصره ـ در صورتی که رسیدگی شورا با درخواست یکی از طرفین صورت پذیرد و طرف دیگر تا پایان جلسه نخست عدم تمایل خود را برای رسیدگی در شورا اعلام نماید شورا درخواست را بایگانی و طرفین را به مرجع صالح راهنمایی می‌نماید.
ماده 9 ـ شورا در موارد زیر رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‌نماید:
الف ـ در جرایم بازدارنده و اقدامات تأمینی و تربیتی و امور خلافی از قبیل تخلفات راهنمایی و رانندگی که مجازات نقدی قانونی آن حداکثر و مجموعاً تا 30 میلیون ریال و یا سه ماه حبس باشد.
ب ـ تأمین دلیل
تبصره ـ شورا مجاز به صدور حکم حبس نیست.
ماده 10 ـ دعاوی زیر قابلیت طرح در شورا را حتی با توافق طرفین ندارد.
الف ـ اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، فسخ نکاح، رجوع، نسب.
ب ـ اختلاف در اصل وقفیت، وصیت، تولیت.
ج ـ دعاوی راجع‌به حجر و ورشکستگی.
د ـ دعاوی راجع ‌به اموال عمومی و دولتی.
هـ ـ اموری که به موجب قوانین دیگر در صلاحیت مراجع اختصاصی یا مراجع قضایی غیر دادگستری است.
ماده 11 ـ قاضی شورا در موارد زیر با مشورت اعضای شورای حل اختلاف رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
1 ـ دعاوی مالی در روستا تا 20 میلیون ریال و در شهر تا 50 میلیون ریال.
2 ـ کلیه دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره به جز دعوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه.
3 ـ‌ صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن.
4 ـ ادعای اعسار از پرداخت محکوم‌به در صورتی که شورا نسبت به اصل دعوی رسیدگی کرده باشد.
ماده 12 ـ در کلیه اختلافات و دعاوی‌ خانوادگی و سایر دعاوی مدنی دادگاه رسیدگی‌کننده می‌تواند با توجه به کیفیت دعوی یا اختلاف و امکان حل و فصل آن از طریق صلح و سازش فقط یک بار برای مدت حداکثر تا دو ماه موضوع را به شورای حل اختلاف ارجاع نماید.
ماده 13 ـ شورا مکلف است در اجراء ماده فوق برای حل و فصل دعوی یا اختلاف و ایجاد صلح و سازش تلاش کند و نتیجه را اعم از حصول یا عدم حصول سازش در مهلت تعیین شده به مرجع قضایی ارجاع‌ کننده برای تنظیم گزارش اصلاحی یا ادامه رسیدگی مستنداً اعلام نماید.
ماده 14 ـ شورا باید اقدامات لازم را برای حفظ اموال صغیر، مجنون، شخص غیررشید که فاقد ولی یا قیم باشد و همچنین غایب مفقودالاثر، ماترک متوفای بلاوارث و اموال مجهول المالک به عمل آورد و بلافاصله مراتب را به مراجع صالح اعلام کند.
شورا حق دخل و تصرف در هیچ یک از اموال مذکور را ندارد.
ماده 15 ـ در صورت اختلاف در صلاحیت محلی شوراها به ترتیب زیر اقدام می‌شود:
الف ـ در مورد شوراهای واقع در یک حوزه قضایی، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی همان حوزه است.
ب ـ در مورد شوراهای واقع در حوزه‌های قضایی یک شهرستان یا استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی حوزه قضایی شهرستان مرکز استان است.
ج ـ در مورد شوراهای واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز استانی است که ابتدائاً به صلاحیت شورای واقع در آن استان اظهارنظر شده ‌است.
ماده 16 ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت شورا با سایر مراجع قضایی غیردادگستری در یک حوزه قضایی، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی حوزه قضایی مربوط است و در حوزه‌های قضایی مختلف یک استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز همان استان است. در صورت تحقق اختلاف شورا با مراجع قضایی واقع در حوزه دو استان، به ترتیب مقرر در بند ج ماده 15 این قانون عمل خواهد شد.
ماده 17 ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت بین شورا و مرجع قضایی، نظر مرجع قضایی لازم‌الاتباع است.
مبحث پنجم ـ ترتیب رسیدگی در شورا
ماده 18 ـ رسیدگی شورا با درخواست کتبی یا شفاهی به عمل می‌آید. درخواست شفاهی در صورتمجلس قید و به امضای خواهان یا متقاضی می‌رسد.
ماده 19 ـ درخواست رسیدگی متضمن موارد زیر است:
1 ـ نام و نام خانوادگی، مشخصات و نشانی طرفیت دعوا.
2 ـ موضوع خواسته یا درخواست یا اتهام.
3 ـ دلایل و مستندات درخواست.
ماده 20 ـ رسیدگی قاضی شورا از حیث اصول و قواعد تابع مقررات قانون آیین‌دادرسی مدنی و کیفری است.
تبصره 1 ـ اصول و قواعد حاکم بر رسیدگی شامل مقررات ناظر به صلاحیت، حق دفاع، حضور در دادرسی، رسیدگی به دلایل و مانند آن است.
تبصره 2 ـ مقررات ناظر به وکالت، صدور رأی، واخواهی، تجدیدنظر و هزینه‌ دادرسی، از حکم مقرر در ماده فوق مستثنی و تابع این قانون است.
ماده 21 ـ رسیدگی شورا تابع تشریفات آیین دادرسی مدنی نیست.
تبصره 1 ـ منظور از تشریفات، رسیدگی در این ماده مقررات ناظر به شرایط شکلی دادخواست، نحوه ابلاغ، تعیین اوقات رسیدگی، جلسه دادرسی و مانند آن است.
تبصره 2 ـ چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسیدگی حاضر نشود و یا لایحه‌ای ارسال نکند و این دعوت مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی راجع به ابلاغ نباشد، شورا مکلف است او را با ارسال اخطاریه دعوت کند.
ماده 22 ـ در مواردی که دعوی طاری یا مرتبط با دعوی اصلی از صلاحیت ذاتی شورا خارج باشد رسیدگی به هر دو دعوی در مرجع قضایی صالح به عمل می‌آید.
ماده 23 ـ شورا علاوه بر رسیدگی به دلایل طرفین می‌تواند تحقیق محلی، معاینه محل، تأمین دلیل را نیز با ارجاع رییس شورا توسط یکی از اعضاء به عمل آورد.
ماده 24 ـ رسیدگی شورا در امور مدنی مستلزم پرداخت 30 ‌هزار ریال و در امور کیفری پنج هزار ریال به عنوان هزینه دادرسی است.
درآمد حاصل از هزینه دادرسی و موارد دیگر به خزانه واریز و 100 درصد آن طبق بودجه سالانه به شوراهای حل اختلاف اختصاص می‌یابد تا در جهت تأمین هزینه‌های شورا صرف شود.
مبحث ششم ـ اتخاذ تصمیم و صدور رأی
ماده 25 ـ در صورت حصول سازش میان طرفین، چنانچه موضوع در صلاحیت شورا باشد گزارش اصلاحی صادر و پس از تأیید قاضی شورا به طرفین ابلاغ می‌شود، در غیر این صورت موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده است در صورتمجلس منعکس و مراتب به مرجع قضایی صالح اعلام می‌شود.
ماده 26 ـ در صورت عدم حصول سازش، چنانچه موضوع مطابق ماده 12 در صلاحیت شورا باشد قاضی شورا پس از مشورت با اعضاء شورا و أخذ نظریه کتبی آنها رأی مقتضی صادر می‌کند و در این صورت فقط نظر قاضی ملاک اخذ تصمیم و صدور رأی است. نظر اعضاء شورا و مستندات باید ثبت و در پرونده منعکس شود.
ماده 27 ـ طرفین می‌توانند شخصاً در شورا حضور یافته یا از وکیل استفاده نمایند.
ماده 28 ـ رأی صادره از سوی قاضی شورا حضوری است مگر این که محکوم علیه یا وکیل او در هیچ یک از جلسات رسیدگی با عذر موجه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده‌ باشد.
ماده 29 ـ محکوم علیه غایب حق دارد به رأی غیابی ظرف مهلت 20 روز از تاریخ ابلاغ واقعی، اعتراض نماید این اعتراض واخواهی نامیده می‌شود و قابل رسیدگی است.
ماده 30 ـ گزارش اصلاحی شورا قابل اعتراض نیست و قطعی است.
ماده 31 ـ کلیه آراء صادره موضوع مواد 9 و 11 این قانون ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی است. مرجع تجدیدنظر از آراء شورا، قاضی شورا و مرجع تجدیدنظر از آراء قاضی شورا دادگاه عمومی همان حوزه قضایی است. چنانچه مرجع تجدیدنظر آراء صادره را نقض نماید رأساً مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
ماده 32 ـ هرگاه در تنظیم یا نوشتن رأی سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن کلمه‌ای یا اضافه شـدن آن و یا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که نسبـت به آراء مذکور اعتراض نشده ‌است، قاضی شورا با درخواست ذی‌نفع رأی را تصحیح می‌کند و رأی تصحیح شده به طرفین ابلاغ خواهدشد. تسلیم رونوشت رأی اصلی بدون رأی تصحیح شده ممنوع است.
ماده 33 ـ اجراء آراء قطعی در امور مدنی به درخواست ذی‌نفع و با دستور قاضی شورا پس از صدور برگه اجراییه مطابق مقررات مربوط به اجراء احکام دادگاهها توسط واحد اجراء احکام دادگستری محل به عمل می‌آید.
ماده 34 ـ چنانچه محکوم علیه، محکوم به را پرداخت نکند و اموالی از وی به دست نیاید با تقاضای ذی‌نفع و دستور قاضی مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجراء محکومیتهای مالی به اجراء احکام دادگستری اعلام می‌شود.
مبحث هفتم ـ سایر مقررات
ماده 35 ـ عضویت در شورا افتخاری است. لیکن قوه قضاییه به تناسب فعالیت و میزان همکاری قضات، اعضاء و کارکنان شورا پاداش مناسب پرداخت می‌کند.
ماده 36 ـ در صورت فوت یا استعفاء یا عزل اعضاء شورا عضو علی‌البدل با دعوت رییس حوزه قضایی جایگزین عضو مذکور می‌شود.
ماده 37 ـ در غیاب عضو شورا با دعوت رییس شورا عضو علی‌البدل عهده‌دار وظیفه وی خواهد شد.
ماده 38 ـ چنانچه اعضاء شورا در انجام وظایف ‌قانونی خود مرتکب تخلف شوند و یا حضور و مشارکت مناسب در جلسات شورا نداشته باشند یا شرایط‌ عضویت در شورا را از دست بدهند رییس حوزه‌ قضایی مراتب را مستنداً جهت رسیدگی به‌هیأت تخلفات اعضاء شورا اعلام می‌کند.
ماده 39 ـ هیأت رسیدگی‌کننده به تخلفات مرکب از نماینده‌ای از سوی دادسرای انتظامی قضات، رییس شورای حل اختلاف استان و مسؤول حفاظت و اطلاعات دادگستری استان خواهد بود.
ماده 40 ـ اعضاء هیأت رسیدگی کننده با ابلاغ رییس قوه‌ قضاییه برای مدت سه سال منصوب می‌شوند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است.
ماده 41 ـ چنانچه هیأت رسیدگی ‌کننده پس از دعوت از عضو شورا و شنیدن اظهارات و دفاعیات وی فقدان یکی از شرایط عضویت یا غیبت غیرمجاز او را احراز نماید حکم به عزل وی صادر می‌کند، این حکم قطعی است.
ماده 42 ـ چنانچه قاضی شورا در انجام وظایف قانونی مربوط به شورا، مرتکب تخلف شود مراتب توسط رییس حوزه ‌قضایی یا هیأت موضوع ماده 40 این قانون به دادسرای ‌انتظامی قضات اعلام می‌شود تا مطابق مقررات مربوط به تخلفات و جرایم قضات رسیدگی شود.
ماده 43 ـ چنانچه اعضاء شورا در مقابل دریافت وجه یا سند پرداخت وجه یا مال یا ارایه خدمت به نفع یکی از طرفین اظهارنظر کنند، به مجازات بزه موضوع ماده 588 قانون مجازات اسلامی مصوب دو خرداد سال 75 محکوم خواهند شد.
ماده 44 ـ چنانچه اعضاء شورا در آزمون استخدام قضات، وکالت دادگستری، مشاور حقوقی یا کارشناس رسمی دادگستری پذیرفته شوند و حداقل سه سال سابقه همکاری با شورا داشته باشند و حسن سابقه آنان به تأیید رییس کل شوراهای حل اختلاف استان برسد مدت کارآموزی آنان به نصف، تقلیل خواهد یافت.
ماده 45 ـ پرونده‌هایی که تا زمان اجراء این قانون منتهی به اتخاذ تصمیم نشده باشد، با رعایت مقررات این قانون در شوراهای حل اختلاف رسیدگی و نسبت به آنها اتخاذ تصمیم خواهد شد.
ماده 46 ـ چنانچه به اعضاء شورا در مقام انجام وظیفه و یا به مناسبت آن توهین شود، مرتکب به مجازات بزه موضوع ماده 609 قانون مجازات اسلامی مصوب دوم خرداد سال 75 محکوم خواهد شد.
ماده 47 ـ در مواردی که شورا به عنوان داور مورد توافق طرفین به دعاوی و اختلافات رسیدگی می‌کند، رعایت مقررات مربوط به داوری مطابق قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه عمومی و انقلاب الزامی است.
ماده 48 ـ جهت تقویت و توسعه شوراها، وزارتخانه‌ها و سازمانها و نهادهای دولتی و عمومی و قضایی ملزم به همکاری با این نهاد، به ویژه تأمین و تخصیص نیروی اداری و قضایی لازم از طریق مأمور به خدمت شدن کارکنان دولت در شوراها هستند.
ماده 49 ـ دولت هر سال بودجه مورد نیاز شوراها را بر اساس بودجه پیشنهادی قوه ‌قضاییه در قالب ردیف مستقل پیش‌بینی می‌کند، تأمین امکانات اداری و تجهیزات و مکان و امور مالی و پشتیبانی شوراهای حل اختلاف به عهده قوه ‌قضاییه است.
ماده 50 ـ آیین‌نامه اجرایی این قانون ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب توسط وزیر دادگستری تهیه و به تصویب رییس قوه قضاییه می‌رسد.
ماده 51 ـ کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون ملغی‌الاثر اعلام می‌گردد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:38  توسط محسن گودرزی  | 
به نام خدا.

با عرض سلام حضور دوستان بزرگوار.

از وقفه ای که پیش امد و نتوانستم مطلبی در وبلاگ بنویسم پوزش میطلبم.

به یاری خدا و کمک و راهنمایی شما دوستان عزیز سعی میشود از این پس مطالب جدیدی در وبلاگ ارایه دهم.

من را در این راه با پیشنهادات سازنده خویش یاری نمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:31  توسط محسن گودرزی  | 

 

متن کامل قانون مطبوعات

قانون مطبوعات در سال 1364 و آنگاه در سال1379 اصلاحات آن نيز در مجلس شوراي اسلامي مورد تصويب نمايندگان قرار گرفت . آنچه در زير مي آيد متن کامل و اصلاح شده ي قانون مطبوعات مي باشد.

 

 

"ن "والقلم و مايسطرون ...   سوگند به قلم و آنچه مينويسند... .

" قرآن كريم "

                                                              

نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آنرا قانون معين مي كند .

"قانون اساسي اصل "24

 

 فصل اول :تعريف مطبوعات

ماده - 1 مطبوعات در اين قانون عبارتند از نشرياتي كه به طور منظم با نام ثابت و تاريخ و شماره رديف در زمينه هاي گوناگون خبري ،انتقادي ،اجتماعي ،سياسي ،اقتصادي ،كشاورزي ،فرهنگي ،ديني، علمي ،فني ،نظامي ،هنري ،ورزشي و نظاير اينها منتشر مي شوند .

تبصره 1- انتشار فوقالعاده اختصاص به نشريهاي دارد كه به طور مرتب انتشار مي يابد.

تبصره 2 - نشريه اي كه بدون اخذ پروانه از هيأت نظارت بر مطبوعات منتشر گردد از شمول قانون مطبوعات خارج بوده و تابع قوانين عمومي است.

تبصره 3 - كليه نشريات الكترونيكي مشمول مواد اين قانون است.


فصل دوم :رسالت مطبوعات

ماده - 2 رسالتي كه مطبوعات در نظام جمهوري اسلامي بر عهده دارند عبارت است از :

الف - روشن ساختن افكار عمومي و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم دريك يا چند زمينه مورد اشاره در ماده 1.

ب - پيشبرد اهدافي كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي بيان شده است .

ج - تلاش برأي نفي مرزبندي هاي كاذب و تفرقهانگيز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل يكديگر ،مانند دسته بندي مردم بر اساس نژاد ،زبان ،رسوم ،سنن محلي و...

د - مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماري( اسراف ،تبذير ،لغو ،تجمل پرستي ،اشاعه فحشا و ..) و ترويج و تبليغ فرهنگ اصيل اسلامي و گسترش فضائل اخلاقي.

ه - حفظ و تحكيم سياست نه شرقي و نه غربي .

تبصره - هر يك از مطبوعات بايد حداقل در تحقق يكي از موارد فوقالذكر سهيم و با موارد ديگر به هيچ وجه در تضاد نبوده و در مسير جمهوري اسلامي باشد .


فصل سوم :حقوق مطبوعات

ماده - 3 مطبوعات حق دارند نظرات ،انتقادات سازنده ،پيشنهادها ،

توضيحات مردم ومسئولين را با رعايت موازين اسلامي و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند .

تبصره - انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهيز از توهين ،تحقير و تخريب مي باشد .

ماده - 4 هيچ مقام دولتي و غير دولتي حق ندارد برأي چاپ مطلب يا مقاله اي در صدد اعمال فشار بر مطبوعات بر آيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند .

ماده - 5 كسب و انتشار اخبار داخلي و خارجي كه به منظور افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه باشد با

رعايت اين قانون حق قانوني مطبوعات است.

تبصره 1 - متخلف از مواد 4 و 5 به شرط داشتن شاكي به حكم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دو سال و در صورت تكرار به انفصال دائم از خدمات دولتي محكوم خواهد شد.

تبصره 2 - مصوبات شورأي عالي امنيت ملي برأي مطبوعات لازم الاتباع است در صورت تخلف ، دادگاه مي تواند نشريه مختلف را موقتاً تا دو ماه توقيف و پرونده را خارج از نوبت رسيدگي كند.

تبصره 3- مطالب اختصاصي نشريات اگر به نام پديدآوردنده اثر (به نام اصلي يا مستعار) منتشر شود به نام او و در غير اين صورت به نام نشريه ، مشمول قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مي باشد.


فصل چهارم :حدود مطبوعات

ماده - 6 نشريات جز در موارد اخلال به مباني و احكام اسلام و حقوق عمومي، خصوصي كه در اين فصل مشخص مي شوند آزادند .

1-نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي لطمه وارد كند .

2-اشاعه فحشا و منكرات و انتشار عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي .

3-تبليغ و ترويج اسراف و تبذير .

4-ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه ،به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي .

5-تحريص و تشويق افراد و گروهها به ارتكاب اعمالي عليه امنيت ،حيثيت و منافع جمهوري اسلامي ايران در داخل يا خارج .

6-فاش نمودن و انتشار اسناد و دستورها و مسائل محرمانه ،اسرار نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ،نقشه و

استحكامات نظامي ،انتشار مذاكرات غير علني مجلس شورأي اسلامي و محاكم غير علني دادگستري و تحقيقات مراجع قضايي بدون مجوز قانوني .

7-اهانت به دين مبين اسلام و مقدسات آن و همچنين اهانت به مقام معظمرهبري و مراجع مسلم تقليد .

8-افترا به مقامات ،نهادها ،ارگانها و هر يك از افراد كشور و توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي كه حرمت شرعي دارند ،اگر چه از طريق انتشار عكس يا كاريكاتور باشد .

9-سرقتهاي ادبي و همچنين نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههاي منحرف و مخالف اسلام ( داخلي و خارجي) به نحوي كه تبليغ از آنها باشد ( حدود موارد فوق را آيين نامه مشخص مي كند ).

10-استفاده ابزاري از افراد (اعم از زن و مرد) در تصاوير و محتوي تحقير و توهين به جنس زن ، تبليغ تشريفات و تجملات نامشروع و غير قانوني.

تبصره 1- سرقت ادبي عبارت است از نسبت دادن عمدي تمام يا بخش قابل توجهي از آثار و نوشته هاي ديگران به خود يا غير ولو به صورت ترجمه .

تبصره 2 - متخلف از موارد مندرج در اين ماده مستوجب مجازات هاي مقرر در ماده 698 قانون مجازات اسلامي خواهد بود و در صورت اصرار مستوجب تشديد و لغو پروانه مي باشد.

11-پخش شايعات و مطالب خلاف واقع و يا مطالب تحريف ديگران

12-انتشار مطلب عليه قانون اساسي

ماده - 7 موارد ذيل ممنوع است :

موارد زير ممنوع و جرم محسوب مي شود :

الف -چاپ و انتشار نشريهاي كه پروانه برأي آن صادر نشده و يا پروانهآن لغو گرديده است و يا به دستور دادگاه به طور موقت يا دائم تعطيل گرديده است .

ب - انتشار نشريه به گونهاي كه اكثر مطالب آن مغاير باشد با آنچه كه متقاضي به نوع آن متعهد شده است .

ج - انتشار نشريه به نحوي كه با نشريات موجود يا نشرياتي كه به طور موقت يا دائم تعطيل شده اند از نظر نام ،

علامت و شكل اشتباه شود .

د - انتشار نشريه بدون ذكر نام صاحب امتياز و مدير مسئول و نشاني اداره نشريه و چاپخانه آن .

تبصره- مراكز نشر ،چاپ ،توزيع و فروش نشريات ، مجاز به چاپ و انتشار و عرضه مطبوعات و نشرياتي كه از سوي دادگاه صالح يا هيأت نظارت مغاير با اصول مندرج در اينقانون تشخيص داده شود، نمي باشند.

 

فصل پنجم :شرأيط متقاضي و مراحل صدور پروانه

ماده 8 - انتشار نشريه به مسئوليت اشخاص حقيقي يا حقوقي با سرمايه ايراني و اخذ پروانه از وزارت ارشاد اسلامي آزاد است .

استفاده نشريات از كمك خارجي مستقيم يا غير مستقيم ممنوع و جرم محسوب مي شود.

تبصره 2- كمك هاي اشخاص حقيقي يا حقوقي خارجي غير دولتي كه با نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت امور خارجه دريافت گردد مشمول اين ماده نخواهد بود.

تبصره 3 - واگذاري امتياز نشريه به غير اعم از قطعي ،شرطي، اجاره و امثال آن ممنوع است و جرم محسوب مي شود مگر در صورت درخواست كتبي صاحب امتياز و تصويب هيأت نظارت.

ماده - 9 شخص حقيقي متقاضي صاحب امتياز بايد دارأي شرأيط زير باشد :

- 1تابعيت ايران .

- 2دارا بودن حداقل 25 سال .

- 3عدم حجر ورشكستگي به تقلب و تقصير .

- 4عدم اشتهار به فساد اخلاق و سابقه محكوميت كيفري بر اساس موازين اسلامي كه موجب سلب حقوق اجتماعي باشد .

5-داشتن صلاحيت علمي در حد ليسانس و يا پايان سطح در علوم حوزهاي به تشخيص هيأت نظارت موضوع ماده 10 اين قانون .

6-پايبندي و التزام عملي به قانون اساسي .

ب - اشخاص حقوقي متقاضي امتياز بايد دارأي شرأيط ذيل باشد :

1-مراحل قانوني ثبت شخصيت حقوقي طي شده باشد و در اساسنامه و يا قانون تشكيل خود مجاز به انتشار نشريه

باشد.

2-زمينه فعاليت نشريه مرتبط با زمينه فعاليت شخص حقوقي بوده و محدوده جغرافيايي انتشار آن همان محدوده جغرافيايي شخصيت حقوقي باشد.

تبصره - 1 متقاضي امتياز نشريه موظف است خود يا شخص ديگري را به عنوان مدير مسئول واجد شرأيط ندرج در اين ماده معرفي نمايد .

تبصره - 2 برأي نشريات داخلي يك سازمان ،موسسه و شركت دولتي يا خصوصي كه فقط برأي استفاده كاركنان منتشر و رأيگان در اختيار آنان قرار ميگيرد تنها اجازه وزارت ارشاد اسلامي با رعايت ماده 2 اين قانون كافي است .

تبصره - 3 با يك پروانه نميتوان بيش از يك نشريه منتشر كرد.

تبصره - 4 صاحب امتياز در قبال خط مشي كلي نشريه مسئول است و مسئوليت يكايك مطالبي كه در نشريه به چاپ مي رسد و ديگر امور در رابطه با نشريه بهعهده مدير مسئول خواهد بود .

تبصره - 5 نخست وزيران ،وزيران ،استانداران ،امرأي ارتش و شهرباني ،ژاندارمري روساي سازمانهاي دولتي ،مديران عامل و رؤساي هيأت مديره شركتها و بانكهاي دولتي و كليه شركتها و موسساتي كه شمول حكم در مورد آن مستلزم ذكر نام است ،نمايندگان مجلسين ،سفرا ،فرمانداران ،شهرداران ،رؤساي انجمنهاي شهر و شهرستان تهران و مراكز استانها ،اعضاي ساواك ،روساي دفاتررستاخيز در تهران و مراكز استانها و شهرستانها و وابستگان به رژيم سابق كه در فاصله زماني پانزدهم خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 در مشاغل

مذكور بوده و همچنين كساني كه در اين مدت از طريق مطبوعات ،راديو تلويزيون با سخنراني در اجتماعات خدمتگزار تبليغاتي رژيم گذشته بوده اند ،از انتشارنشريه و هر گونه فعاليت مطبوعاتي محرومند .

تبصره 6- هيأت نظارت موظف است جهت بررسي صلاحيت متقاضي و مدير مسئول از مراجع ذي صلاح (وزارت اطلاعات و دادگستري و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران) استعلام نمايند. مراجع مذكور موظفند حداكثر تا دو ماه نظر خود را همراه مستندات و مدارك معتبر به هيأت نظارت اعلام نمايند. در صورت عدم پاسخ از سوي مراجع مذكور و فقدان دليل ديگر صلاحيت آنان تأييد شده تلقي مي گردد.

تبصره 7- مسئوليت مقالات و مطالبي كه در نشريه منتشر مي شود به عهده مدير مسئول است ولي اين مسئوليت

نافي مسئوليت نويسنده و ساير اشخاصي كه در ارتكاب جرم دخالت داشته باشند نخواهند بود.

تبصره 8- اعضاء و هواداران گروه هاي ضد انقلاب و يا گروههاي غير قانوني و محكومين دادگاههاي انقلاب اسلامي كه به جرم اعمال ضد انقلابي و يا عليه امنيت داخلي و خارجي محكوميت يافته اند و همچنين كساني كه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران فعاليت و يا تبليغ مي كنند حق هيچگونه فعاليت مطبوعاتي و قبول سمت در نشريات را ندارند.

ماده - 10 اعضا هيأت نظارت بر مطبوعات كه از افراد مسلمان و صاحب صلاحيت علمي و اخلاقي لازم و مؤمن به انقلاب اسلامي مي باشند ،عبارتند از :

الف - يكي از قضات به انتخاب رئيس قوه قضاييه .

ب - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يا نماينده تام الاختيار وي .

ج - يكي از نمايندگان مجلس شورأي اسلامي به انتخاب مجلس .

د - يكي از اساتيد دانشگاه به انتخاب وزير فرهنگ و آموزش عالي .

ه - يكي از مديران مسئول مطبوعات به انتخاب آنان .

و-يكي از اساتيد حوزه علميه به انتخاب شورأي عالي حوزه علميه قم.

ز-يكي از اعضاي شورأي عالي انقلاب فرهنگي به انتخاب آن شورا

تبصره - 2 تصميمات هيأت نظارت قطعي است، اين امر مانع شكايت و اقامه دعواي افرادي ذي نفع در محاكم نخواهد بود.

تبصره -3 دبيرخانه هيأت نظارت با امكانات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيل مي شود و زير نظر آن هيأت انجام وظيفه مي نمايد.

تبصره 5- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي رياست هيأت نظارت بر مطبوعات را بر عهده خواهد داشت و پاسخگوي عمليات هيأت مذكور در مجلس و ديگر مراجع ذي صلاح خواهد بود.

ماده - 11 رسيدگي به درخواست صدور پروانه و تشخيص صلاحيت متقاضي و مدير مسئول به عهده هيأت نظارت بر مطبوعات است .

تبصره - در صورتي كه صاحب پروانه يكي از شرأيط مقرر در ماده 9 اين قانون را فاقد شود. به تشخيص هيأت نظارت مقرر در ماده 10 و با رعايت تبصره هاي آن پروانه نشريه لغو مي شود.

ماده - 12 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي موظف است تخلفنشريات را راساً يا با تقاضاي حداقل 2 نفر از اعضاي هيأت نظارت ظرف مدت يك ماه مورد بررسي قرار داده و در صورت لزوم بطور مستقيم و يا از طريق هيأت نظارت ، مراتب را جهت پيگرد قانوني به دادگاه صالح تقديم نمايد.

تبصره - در مورد تخلفات موضوع ماده 6 به جز بند 3 و 4 و بند ب و ح و د و ماده 7 هيأت نظارت مي تواند نشريه را توقيف نمايد و در صورت توقيف موظف است ظرف يك هفته پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارسال نمايد.

ماده - 13 هيأت نظارت مكلف است ظرف مدت سه ماه از تاريخ دريافت تقاضا جهت امتياز به يك نشريه درباره صلاحيت متقاضي و مدير مسئول با رعايت شرأيط مقرر در اين قانون رسيدگيهاي لازم را انجام داده و مراتب رد يا قبول تقاضا را با ذكر دلائل و شواهد جهت اجرا به وزير ارشاد گزارش نمايد و وزارت ارشاد اسلامي موظف است حداكثر ظرف دو ماه از تاريخ موافقت هيأت نظارت برأي متقاضي پروانه انتشار صادر كند .

ماده - 14 در صورتي كه مدير مسئول شرأيط مندرج در ماده 9 را فاقد گردد ،يا فوت شود و يا استعفا دهد صاحب امتياز موظف است حداكثر ظرف سه ماه شخص ديگري را كه واجد شرأيط باشد به وزارت ارشاد اسلامي معرفي كند ،درغير اين صورت از انتشار نشريه او جلوگيري مي شود ،تا زماني كه صلاحيت مدير به تأييد نرسيده است ،مسئوليت هاي مدير به عهده صاحب امتياز است .

ماده - 15 اعلام نظر هيأت نظارت مبني بر تاييد يا عدم تأييد مدير مسئول جديد ،حداكثر سه ماه از تاريخ معرفي توسط وزارت ارشاد اسلامي خواهد بود .

ماده - 16 صاحب امتياز موظف است ظرف شش ماه پس از صدور پروانه ،نشريه مربوطه را منتشر كند و در غير اين صورت با يك بار اخطار كتبي و دادن فرصت پانزده روز ديگر در صورت عدم عذر موجه اعتبار پروانه از بين مي رود ،عدم انتشار منظم نشريه در يك سال نيز اگر بدون عذر(موجه) به تشخيص هيأت نظارت باشد،موجب لغو پروانه خواهد بود .

تبصره – نشريه اي كه سالانه منتشر مي شود سالنامه از ماده فوق مستثني بوده و در صورت عدم نشر ظرف يك سال بدون عذر موجه پروانه صاحب امتياز لغوخواهد شد .

ماده - 17 پروانه هايي كه بر طبق مقررات سابق برأي نشريات كنوني صادر شده است به اعتبار خود باقي است ،

مشروط بر اين كه ظرف سه ماه از تاريخ اجرا اين قانون ،صاحب امتياز برأي تطبيق وضع خود ،با اين قانون اقدام نمايد .

ماده - 18 در هر شماره بايد نام صاحب امتياز ،مدير مسئول ،نشاني اداره و چاپخانه اي كه نشريه در آن به چاپ

مي رسد و نيز زمينه فعاليت و ترتيب انتشار نوع نشريه ديني ،علمي ،سياسي ،اقتصادي ،ادبي ،هنري و غيره )در صفحه معين و محل ثابت اعلان شود ،چاپخانه ها نيز مكلف به رعايت مفاد اين ماده ميباشند .

ماده - 19 نشريات در چاپ آگهي هاي تجارتي كه مشتمل بر تعريف و تمجيد كالا يا خدماتي كه از طرف يكي از مراكز تحقيقاتي كشور كه بر حسب قوانين رسميت داشته باشند ،تأييد گردد با رعايت ماده 12 آيين نامه تأسيس و نظارت بر نحوه كار و فعاليت كانون هاي آگهي تبليغاتي و بندهاي مربوطه مجاز مي باشند .

تبصره - در مواردي كه طبق اين ماده ،مطبوعات مجاز به درج آگهي هاي مشتمل بر تعريف و تشويق از كالا و خدمات هستند ،متن اين تعريف و تشويق نمي تواند از متن تقديرنامه رسمي مراكز قانوني مذكور در اين ماده فراتر رود .

ماده - 20 هر روزنامه يا مجله بايد دفاتر محاسباتي پلمپ شده بر طبق قانون تهيه و كليه مخارج و درآمد خود را در آن ثبت كند و بيلان سالانه درآمد و مخارج را به وزارت ارشاد اسلامي بفرستد ،وزارت ارشاد اسلامي هر وقتلازم بداند ،دفاتر مالي مؤسسات را بازرسي مي نمايد .

تبصره - كليه مطبوعات مكلفند همه ماهه تيراژ فروش ماهيانه خود را كتبا به وزارت ارشاد اسلامي اطلاع دهند .

ماده - 21 مديران مسئول نشريات موظفند از هر شماره نشريه دو نسخه به هر يك از مراجع زير به طور مرتب و رأيگان ارسال نمايند :

الف - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

ب - مجلس شورأي اسلامي

ج - دادگستري مركز استان محل نشر

ماده - 22 ورود مطبوعات به كشور و نيز خروج آن بر اساس موازين شرعي و قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي است .

ضوابط ورود و خروج آن ظرف شش ماه توسط وزارت ارشاد اسلامي تهيه و به تصويب مجلس شورأي اسلامي خواهد رسيد .


فصل ششم :جرأيم

ماده - 23 هر گاه در مطبوعات مطالبي مشتمل بر توهين يا افترا ،يا خلاف واقع و يا انتقاد نسبت به شخص(اعم از

حقيقي يا حقوق ) مشاهده شود ،ذينفع حق دارد پاسخ آن را ظرف يك ماه كتباً برأي همان نشريه بفرستد .و نشريه مزبور موظف است آن گونه توضيحات و پاسخ ها را در يكي از دو شمارهاي كه پس از وصول پاسخ منتشر ميشود ،در همان صفحه و ستون و يا همان حروف كه اصل مطلب منتشر شده است ،مجاني به چاپ برساند ،به شرط آنكه جواب از دو برابر اصل تجاوز نكند و متضمن توهين و افترا به كسي نباشد .

تبصره - 1 اگر نشريه علاوه بر پاسخ مذكور مطالب يا توضيحات مجددي چاپ كند ،حق پاسخگويي مجدد برأي معترض باقي است .درج قسمتي از پاسخ به صورتي كه آنرا ناقص يا نا مفهوم سازد و همچنين افزودن مطالبي به آن در حكم عدم درج است و متن پاسخ بايد در يك شماره درج شود .

تبصره - 2 پاسخ نامزدهاي انتخاباتي در جريان انتخابات بايد در اولين شماره نشريه درج گردد .به شرط آنكه حداقل شش ساعت پيش از زير چاپ رفتن نشريه پاسخ به دفتر نشريه تسليم و رسيد دريافت شده باشد .

تبصره - 3 در صورتي كه نشريه از درج پاسخ امتناع ورزد يا پاسخ را منتشر نسازد ، شاكي مي تواند به دادگستري شكايت كند و رئيس دادگستري در صورت احراز صحت شكايت جهت نشر پاسخ به نشريه اخطار مي کند و هر گاه اين اخطار مؤثر واقع نشود پرونده را پس از دستور توقيف موقت نشريه كه مدت آن حداكثر از ده روز تجاوز نخواهد كرد به دادگاه ارسال مي كند.

تبصره 4- اقدامات موضوع اين ماده و تبصره هاي آن نافي اختيارات شاكي در جهت شكايت به مراجع قضايي نمي باشد.

ماده - 24 اشخاصي كه اسناد و دستورهاي محرمانه نظامي و اسرار ارتش و سپاه و يا نقشه هاي قلاع واستحكامات نظامي را در زمان جنگ يا صلح به وسيله يكي از مطبوعات فاش و منتشر كنند به دادگاه تحويل تا برابر مقررات رسيدگي شود .

ماده - 25 هر كس به وسيله مطبوعات ،مردم را صريحا به ارتكاب جرم يا جنايتي بر ضد امنيت داخلي يا سياست

خارجي كشور كه در قانون مجازات عمومي پيش بيني شده است ،تحريص و تشويق نمايد در صورتي كه اثري بر آن مترتب شود،به مجازات معاونت همان جرم محكوم و در صورتي كه اثري بر آن مترتب نشود ،طبق نظر حاكم شرع بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد .

ماده - 26 هر كس به وسيله مطبوعات به دين مبين اسلام و مقدسات آن اهانت كند ،در صورتي كه به ارتداد منجر شود حكم ارتداد در حق وي صادر و اجرا و اگر به ارتداد نيانجامد طبق نظر حاكم شرع بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد .

ماده - 27 هر گاه در نشريه اي به رهبر يا شورأي رهبري جمهوري اسلامي ايران و يا مراجع مسلم تقليد اهانت شود ،پروانه آن نشريه لغو و مدير مسئول و نويسنده مطلب به محاكم صالحه معرفي و مجازات خواهند شد .

تبصره - رسيدگي به جرائم موضوع مواد ،27 ،26 ،25 ،24 تابع شكايت مدعيخصوصي نيست .

ماده - 28 انتشار عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي ممنوع و موجب تعزير شرعي است و اصرار بر آن موجب تشديد تعزير و لغو پروانه خواهد بود .

ماده - 29 انتشار مذاكرات غير علني مجلس شورأي اسلامي و مذاكرات غير علني محاكم دادگستري يا تحقيقات

مراجع اطلاعاتي و قضايي كه طبق قانون افشا آن مجاز نيست ممنوع است و در صورت تخلف طبق نظر حاكم شرع قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد .

ماده - 30 انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت يا افترا يا فحش و الفاظ ركيك يا نسبتهاي توهين آميز و نظاير آن

نسبت به اشخاص ممنوع است .مدير مسئول جهت مجازات به محاكم قضايي معرفي ميگردد ،و تعقيب جرائم مزبور موكول به شكايت شاكي خصوصي است و در صورت استرداد شكايت تعقيب در هر مرحلهاي كه باشد متوقف خواهد شد .

تبصره - 1 در موارد فوق شاكي( اعم از حقيقي و حقوقي )ميتواند برأي مطالبه خسارتي كه از نشر مطالب مزبور بر او وارد آمده به دادگاه صالحه شكايت نموده و دادگاه نيز مكلف است نسبت به آن رسيدگي و حكم متناسب صادر نمايد .

تبصره - 2 هر گاه انتشار مطالب مذكور در ماده فوق راجع به شخص متوفي بوده ولي عرفاًً هتاكي به بازماندگان وي به حساب آيد ،هر يك از ورثه قانوني ميتواند از نظر جزايي يا حقوقي طبق ماده و تبصره فوق اقامه دعوي نمايد .

ماده - 31 انتشار مطالبي كه مشتمل بر تهديد به هتك شرف و يا حيثيت و يا افشاي اسرار شخصي باشد ممنوع

است و مدير مسئول به محاكم قضايي معرفي وبا وي طبق قانون تعزيرات رفتار خواهد شد .

تبصره - در مواد 31 ،30 تا زماني كه پرونده در مرحله تحقيق و رسيدگي است ،نشريه مورد شكايت حق ندارد نسبت به مورد رسيدگي مطلبي نشر دهد ،در صورت تخلف رئيس دادگاه بايد قبل از ختم تحقيقات حكم توقيف نشريه را صادر كند ،اين توقيف شامل اولين شماره بعد از ابلاغ مي شود و در صورت تكرار تا موقع صدور رأي دادگاه از انتشار نشريه جلوگيري مي شود .

ماده - 32 هر كس در نشريه اي خود را بر خلاف واقع صاحب پروانه انتشار يا مدير مسئول معرفي كند ، يا بدون داشتن پروانه به انتشار نشريه مبادرت نمايد ،طبق نظر حاكم شرع با وي رفتار خواهد شد .

مقررات اين ماده شامل دارندگان پروانه و مديران مسئولي كه سمتهاي مزبور را طبق قانون از دست داده اند نيز

مي شود .

ماده - 33 هر گاه در انتشار نشريه نام يا علامت نشريه ديگري ولو با تغييرات جزيي تقليد شود ،به طوري كه برأي خواننده امكان اشتباه باشد،از انتشار آن جلوگيري و مرتكب به حبس تعزيري 61 روز تا سه ماه و جزاي نقدي از يك ميليون ريال تا ده ميليون ريال محكوم مي شود، تعقيب جرم ومجازات منوط به شكايت شاكي خصوصي است .

ماده - 34 به جرائم ارتكابي به وسيله مطبوعات در دادگاه صالحه با حضور هيأت منصفه رسيدگي مي شود .

ماده - 35 تخلف از مقررات اين قانون جرم است و چنانچه در قانون مجازات اسلامي و اين قانون برأي آن مجازات تعيين نشده باشد، متخلف به يكي از مجازات هاي ذيل محكوم مي شود:

الف - جزاي نقدي از يك ميليون (1000000) تا بيست ميليون(20000000) ريال .

ب - تعطيل نشريه حداكثر تا شش ماه در مورد روزنامه ها و تا يكسال در مورد ساير نشريات.

ج - محروميت از مسئوليت هاي مطبوعاتي حداكثر تا پنج سال.

ماده - 36 انتخاب هيأت منصفه به طريق ذيل خواهد بود :

هر دو سال يكبار در مهرماه جهت تعيين اعضاي هيأت منصفه در تهران به دعوت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و با حضور وي و رئيس كل دادگستري استان، رئيس شورأي شهر، رئيس سازمان تبليغات و نماينده شورأي سياستگذاري ائمه جمعه سراسر كشور و در مراكز استان به دعوت مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان و با حضور وي و رئيس كل دادگستري استان، رئيس شورأي شهر مركز استان، رئيس سازمان تبليغات و امام جمعه مركز استان يا نماينده وي تشكيل مي شود. هيأت مذكور در تهران 21 نفر و در ساير استان ها 14 نفر از

افراد مورد اعتماد عمومي را از بين گروه هاي مختلف اجتماعي(روحانيون، اساتيد دانشگاه، پزشكان، مهندسان،

نويسندگان، روزنامه نگاران، وكلاي دادگستري ، دبيران، آموزگاران ، اصناف، كارمندان ، كارگران، كشاورزان، هنرمندان و بسيجيان) به عنوان اعضاي هيئت منصفه انتخاب مي كند.

تبصره 1- چنانچه مفاد موضوع اين ماده در مهلت مقرر انجام نشود، رئيس كل دادگستري مكلف مي باشد نسبت به

دعوت از افراد ياد شده و انتخاب هيأت منصفه اقدام نمايد.

تبصره 2 - چنانچه به هر دليلي اعضاي هيئت منصفه به ده نفر يا كمتر برسد. هيأت مذكور در اين ماده موظف است ظرف يك ماه تشكيل جلسه داده و نسبت به تكميل اعضاي هيأت منصفه اقدام نمايد.

ماده 18 - متن ذيل به عنوان ماده 37 الحاق مي گردد :

ماده 37 - اعضاي هيأت منصفه بايد دارأي شرأيط زير باشند :

1-داشتن حداقل سي سال سن و تأهل

2-نداشتن سابقه محكوميت موقر كيفري

3-اشتهار به امانت ، صداقت و حسن شهرت

4-صلاحيت، علمي و آشنايي با مسائل فرهنگي و مطبوعاتي

ماده 38- پس از انتخاب اعضاي هيأت منصفه ، موضوع ماده 36 اين قانون، مراتب توسط رئيس كل دادگستري استان به اعضا ابلاغ مي گردد .

دادگاه رسيدگي از تمامي اعضاي هيأت منصفه دعوت مي كند تا در جلسه محاكمه حضور يابند. دادگاه با حضور حداقل هفت نفر از اعضاي هيأت منصفه رسميت خواهد يافت. اكثريت آرأي حاضران ملاك تصميم گيري هيأت منصفه خواهد بود. اعضاي هيأت موظفند تا پايان جلسات دادگاه حضور داشته باشند.

تبصره 1- تصميمات هيأت هاي نظارت و منصفه با اكثريت مطلق عده حاضر معتبر خواهد بود.

تبصره 2 - چنانچه در دو جلسه رسيدگي به يك پرونده جرم مطبوعاتي، هيأت منصفه به حد نصاب نرسد، دادگاه در جلسه سوم با حضور افراد حداقل به تعداد پنج نفر رسيدگي نمايد.

تبصره 3 - دبيرخانه هيئت منصفه با بودجه و امكانات قوه قضاييه تشكيل و زير نظر هيأت منصفه انجام وظيفه نمايد.

ماده 39- هر يك از اعضاي هيأت منصفه چنانچه بدون عذر موجه در دو جلسه متوالي يا پنج جلسه متناوب در دادگاه حاضر نشود يا از شركت در اتخاذ تصميم خودداري كند با حكم دادگاه رسيدگي كننده به دو سال محروميت از عضويت در هيأت منصفه محكوم مي شود . رأي دادگاه قطعي است.

تبصره - هر يك از اعضاي هيأت منصفه به علت وجود عدل موجه نتواند در جلسه دادرسي عذر خود را كتباً و به طور مستدل به استحضار دادگاه برساند. در غير اينصورت عذر وي غير موجه محسوب مي گردد مگر عذرهايي كه درأين فاصله تا جلسه دادگاه حادث شده باشد در هر حال موظف است عذر خواهي خود را به دادگاه اعلام نمايد.

عذر موجه همان است كه در آيين دادرسي احضار گرديده است.

ماده 40- اعضاي هيئت منصفه در ابتداي اولين جلسه حضور خود در دادگاه به خداوند متعال و در برابر قرآن كريم سوگند ياد مي كنند بدون در نظر گرفتن گرأيش هاي شخصي يا گروهي و با رعايت صداقت، تقوا و امانت داري در راه احقاق حق و ابطال انجام وظيفه نمايند.

ماده 41 - موارد رد اعضاي هيأت منصفه همان است كه طبق قانون در مورد رد قضاوت پيش بيني شده است.

ماده 42 - هرگاه در حين محاكمه اعضاي هيأت منصفه سؤالاتي داشته باشند. مراتب را كتباً جهت طرح ، تسليم

رئيس دادگاه مي نمايند.

ماده 43- پس از اعلام ختم رسيدگي بلافاصله اعضاي هيأت منصفه به شور پرداخته و نظر كتبي خود را در دو مورد زير به دادگاه اعلام مي دارند :

الف - متهم بزهكار است يا خير ؟

ب - در صورت بزهكاري آيا مستحق تخفيف است يا خير ؟

تبصره 1 - پس از اعلام نظر هيأت منصفه دادگاه در خصوص مجرميت يا برائت متهم اتخاذ تصميم نموده و طبق قانون مبادرت به صدور رأي مي نمايد.

تبصره 2 - در صورتي كه تصميم هيأت منصفه بر بزهكاري باشد دادگاه مي تواند پس از رسيدگي رأي بر برائت صادر كند.

تبصره 3- در صورتي كه رأي دادگاه مبني بر مجرميت باشد، رأي صادره طبق مقررات قانوني قابل تجديد حضور هيأت منصفه لازم نيست.

تبصره 4 - حضور هيأت منصفه در تحقيقات مقدماتي و صدور فرارهاي قانوني لازم نيست.

ماده 44 - هر گاه حكم دادگاه مبني بر برائت يا محكوميتي باشد كه مستلزم سلب حقوق اجتماعي نباشد، از نشريه

در صورتي كه قبلاً توقيف شده باشد بي درنگ رفع توقيف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع مي باشد.

فصل هشتم - موارد متفرقه

ماده 45- نظارت دقيق بر عملكرد جرأيد و انجام رسالت مطبوعاتي آنان بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.

اين امرمانع از انجام وظيفه مستقيم هيأت نظارت نخواهد بود.

ماده 46- صاحب امتياز و مدير مسئول موظفند كليه كاركنان نشريه را بيمه نمايند تا در صورتي كه به حكم دادگاه يا رأي هيأت نظارت يا به هر دليل ديگر نشريه تعطيل مي گردد.تا زمان اشتغال مجدد طبق مقررات قانون كار حقوق قانوني آنان پرداخت شود.

ماده 47-

ماده 48- اين قانون از جمله در مورد نحوه تشكيل هيأت نظارت و هيأت منصفه از تاريخ تصويب لازم الاجراست و نيز از تاريخ تصويب ، كليه قوانين مغاير با آن از جمله لايحه قانوني مطبوعات مصوب 25/8/1358 شورأي انقلاب لغو مي گردد.

 

مرتبط :آيين نامه اجرايي قانون مطبوعات ، مصوب 1364 و اصلاحات بعدي آن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 22:48  توسط محسن گودرزی  | 
 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 22:40  توسط محسن گودرزی  | 

 قانون مجازات فعالان غیرمجاز امور سمعی و بصری



بر اساس ماده یک این قانون هر شخص حقیقی یا حقوقی که مبادرت به هر گونه اعمالی برای معرفی آثار سمعی و بصری غیرمجاز به جای آثار مجاز کند یا با تکثیر بدون مجوز آثار مجاز موجب تضییع حقوق صاحبان اثر شود، علاوه بر مجازات جعل و پرداخت خسارت به جریمه نقدی از دو تا 20 میلیون ریال محکوم می‌شود.
 
ماده دوم این قانون تصریح می‌کند هر گونه فعالیت تجاری در زمینه تولید، توزیع، تکثیر و عرضه آثار، نوار و لوح‌های فشرده صوتی و تصویری نیاز به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد. متخلفان از این امر به جریمه نقدی از 10 تا صد میلیون ریال محکوم می‌شوند.

نیروی انتظامی موظف است ضمن ممانعت از فعالیت این گونه اشخاص و مراکز نسبت به پلمپ این گونه مراکز و دستـگیری افراد طبق موازین قـضایی اقدام کند. همچنین در خصوص شخصیت‌های حقوقی، بالاترین مقام اجرایی تصمیم‌گیرنده مسئول خواهد بود.

در ماده سوم این قانون آمده: عوامل تولید، توزیع، تکثیر و دارندگان آثار سمعی و بصری غیرمجاز اعم از اینکه مجوز فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته یا بدون مجوز باشند با توجه به محتوای اثر حسب مورد علاوه بر ابطال مجوز به یکی از مجازات‌های ذیل محکوم خواهند شد:

الف ـ عوامل اصلی تکثیر و توزیع عمده آثار سمعی و بصری مستهجن در مرتبه اول به یک تا سه سال حبس و ضبط تجهیزات و صد میلیون ریال جریمه نقدی و محرومیت اجتماعی به مدت هفت سال و در صورت تکرار به دو تا پنج سال حبس و ضبط تجهیزات و 200 میلیون ریال جزای نقدی و محرومیت اجتماعی به مدت 10 سال محکوم می‌شوند.

چنانچه عوامل فوق‌الذکر یا افراد زیر از مصادیق مفسد فی‌الارض شناخته شوند، به مجازات آن محکوم می‌شوند: 1ـ تولیدکنندگان آثار مستهجن با عنف و اکراه. 2ـ تولیدکنندگان آثار مستهجن برای سوء استفاده جنسی از دیگران. 3ـ عوامل اصلی در تولید آثار مستهجن.

سایر عوامل تولید، تکثیر و توزیع موضوع بند الف چنانچه از مصادیق افساد فی‌الارض نباشند به مجازات شلاق از 30 تا 74 ضربه و جزای نقدی از 10 تا 50 میلیون ریال و محرومیت اجتماعی از دو تا پنج سال محکوم می‌شوند. تکثیر و توزیع‌کنندگان آثار سمعی بصری کمتر از 10 نسخه به جریمه نقدی از یک تا 10 میلیون ریال و 30 تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.

تهیه و توزیع و تکثیرکنندگان نوارها و لوح‌های فشرده نمایش‌های مبتذل چنانچه از مصادیق افساد فی‌الارض نباشند در مرتبه اول به سه ماه تا یکسال حبس یا دو تا 10 میلیون ریال جزای نقدی و در مرتبه دوم به تحمل یک تا سه سال حبس یا پنج تا 30 میلیون ریال جزای نقدی و در صورت تکرار به سه تا 10 سال حبس یا 10 تا 50 میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شوند.

عوامل تهیه، تکثیر و توزیع نوارها و لوح‌های فشرده سمعی و بصری که برابر قانون باید دارای پروانه و مجوز عرضه و فروش باشند در صورت نداشتن مجوز ولو آنکه فاقد صحنه‌های مستهجن و مبتذل باشد، به دو تا 10 میلیون ریال جزای نقدی و در صورت تکرار به پنج تا 50 میلیون ریال جزای نقدی و ضبط کلیه تجهیزات مربوط به عنوان تعزیر محکوم می‌شوند.

مرتکبان این جرایم به دو تا پنج سال حبس و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی و 74 ضربه شلاق محکوم می‌شوند: وسیله تهدید قراردادن آثار مستهجن به منظور سوء استفاده جنسی، اخاذی و ...، تهیه فیلم یا عکس از محل‌های اختصاصی بانوان،‌ تهیه مخفیانه فیلم یا عکس مبتذل از مراسم خانوادگی و اختصاصی دیگران و تکثیر و توزیع آن.

مأموران صلاحیتدار و ضابطان دادگستری، مدیران، کارکنان بخش‌های دولتی، عمومی، خصوصی و قضایی که بنا بر اقتضاء شغلی آثار مستهجن در اختیار آنها قرار می‌گیرد، چنانچه با سوء نیت یا برای استفاده مالی آنها را منتشر کنند و از مصادیق مفسد فی‌الارض نباشند به دو تا پنج سال حبس و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی و 74 ضربه شلاق محکوم می‌شوند.

بر اساس ماده نهم این قانون، اماکن کسب، تولید و توزیع انواع آثار مستهجن (در صورت اطلاع قبلی مالک) به مدت شش ماه و در مورد آثار مبتذل به مدت سه ماه پلمپ و در صورت برائت متهم یا صدور قرار منع تعقیب از ملک رفع توقیف می‌شود. این دستور ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در مرجع قضایی ذیصلاح است.

انتشار آثار مستهجن و مبتذل از طریق ارتباطات الکترونیکی و سایت‌های کامپیوتری یا وسیله و تکنیک مشابه دیگر از مصادیق تکثیر و انتشار محسوب و مرتکب حسب مورد به مجازات مقرر در این قانون محکوم می‌شود. رسیدگی به جرایم مشروحه موضوع این قانون در صلاحیت دادگاههای انقلاب است.

از تاریخ تصویب این قانون کلیه قوانین مغایر با آن از جمله قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز می‌کنند مصوب 24/11/1372 ملغی می‌شود. این قانون مشتمل بر 13 ماده و 12 تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه 16 دی 1386 مجلس شورای اسلامی تصویب شده و 19 دی به تأیید شورای نگهبان رسیده است.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 21:33  توسط محسن گودرزی  | 
 

شماره 10718       21/2/1383

شماره 10718                                                         21/2/1383

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحمد خاتمی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

     طرح احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی که دو فوریت آن در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ 13/2/1383 تصویب و در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ 15/2/1383 مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسیده است در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم (123) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به پیوست ارسال می گردد.

رییس مجلس شورای اسلامی ـ مهدی کروبی

 

شماره 9057                                                          28/2/1383

وزارت دادگستری

قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی که در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ پانزدهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 16/2/1373 به تایید شورای نگهبان رسیده و طی نامه شماره 10718 مورخ 21/2/1383 مجلس شورای اسلامی واصل گردیده است، به پیوست جهت اجراء ابلاغ می گردد.

رییس جمهور ـ سیدمحمد خاتمی

قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی

     ماده واحده ـ از تاریخ تصویب این قانون، کلیه محاکم عمومی، انقلاب و نظامی دادسراها و ضابطان قوه قضائیه مکلفند در انجام وظایف قانونی خویش موارد ذیل را به دقت رعایت و اجراء کنند. متخلفین به مجازات مندرج در قوانین موضوعه محکوم خواهند شد:

1     ـ کشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تامین و بازداشت موقت می باید مبتنی بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت گیرد و از اعمال هرگونه سلایق شخصی و سوء استفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت و یا بازداشت های اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود.

2     ـ محکومیت ها باید بر طبق ترتیبات قانونی و منحصر به مباشر، شریک و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رای مستدل و مستند به مواد قانونی و یا منابع فقهی معتبر (در صورت نبودن قانون) قطعی نگردیده اصل بر برائت متهم بوده و هر کس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.

3     ـ محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان و مشتکی عنهم را رعایت کرده و فرصت استفاده از وکیل و کارشناس را برای آنان فراهم آورند.

4     ـ با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرایم و مطلعان از وقایع و کلا  در اجرای وظایف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازین اسلامی کاملا  مراعات گردد.

5      ـ اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب می نماید که در موارد ضروری نیز به حکم و ترتیبی باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضایی ارسال شود و خانواده دستگیرشدگان در جریان قرار گیرند.

6      ـ در جریان دستگیری و بازجویی یا استطلاع و تحقیق، از ایذای افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضاء، تحقیر و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.

7      ـ بازجویان و ماموران تحقیق از پوشاندن صورت و یا نشستن پشت سر متهم یا بردن آنان به اماکن نامعلوم و کلا  اقدام های خلاف قانون خودداری ورزند.

8      ـ بازرسی ها و معاینات محلی، جهت دستگیری متهمان فراری یا کشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانونی و بدون مزاحمت و در کمال احتیاط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایی که ارتباطی به جرم نداشته و یا به متهم تعلق ندارد و افشای مضمون نامه ها و نوشته ها و عکس های فامیلی و فیلم های خانوادگی و ضبط بی مورد آنها خودداری گردد.

9     ـ هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت.

10     ـ تحقیقات و بازجویی ها، باید مبتنی بر اصول و شیوه های علمی قانونی و آموزش های قبلی و نظارت لازم صورت گیرد و با کسانی که ترتیبات و مقررات را نادیده گرفته و در اجرای وظایف خود به روش های خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدی صورت گیرد.

11     ـ پرسش ها باید، مفید و روشن و مرتبط با اتهام یا اتهامات انتسابی باشد و از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غیرموثر در پرونده مورد بررسی احتراز گردد.

12     ـ پاسخ ها به همان کیفیت اظهارشده و بدون تغییر و تبدیل نوشته شود و برای اظهارکننده خوانده شود و افراد باسواد در صورت تمایل، خودشان مطالب خود را بنویسند تا شبهه تحریف یا القاء ایجاد نگردد.

13     ـ محاکم و دادسراها بر بازداشتگاههای نیروهای ضابط یا دستگاههایی که به موجب قوانین خاص وظایف آنان را انجام می دهند و نحوه رفتار ماموران و متصدیان مربوط با متهمان، نظارت جدی کنند و مجریان صحیح مقررات را مورد تقدیر و تشویق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانونی شود.

14     ـ از دخـل و تصـرف ناروا در اموال و اشیای ضبطی و توقیفی متهمان، اجتناب نموده و در اولین فرصت ممکن یا ضمن صدور حکم یا قرار در محاکم و دادسراها نسبت به اموال و اشیاء تعیین تکلیف گردد و مادام که نسبت به آنها اتخاذ تصمیم قضایی نگردیده است در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گردیده و در هیچ موردی نباید از آنها استفاده شخصی و اداری به عمل آید.

15     ـ رئیس قوه قضائیه موظف است هیاتی را به منظور نظارت و حسن اجرای موارد فوق تعیین کند. کلیه دستگاههایی که به نحوی در ارتباط با این موارد قرار دارند موظفند با این هیات همکاری لازم را معمول دارند. آن هیات وظیفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانین، علاوه بر مساعی در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، با متخلفان نیز از طریق مراجع صالح برخورد جدی نموده و نتیجه اقدامات خود را به رئیس قوه قضائیه گزارش نماید.

     قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ پانزدهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 16/2/1383 به تایید شورای نگهبان رسیده است.

رییس مجلس شورای اسلامی  ـ مهدی کروبی

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحمد خاتمی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

     طرح احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی که دو فوریت آن در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ 13/2/1383 تصویب و در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ 15/2/1383 مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسیده است در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم (123) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به پیوست ارسال می گردد.

رییس مجلس شورای اسلامی ـ مهدی کروبی

 

شماره 9057                                                          28/2/1383

وزارت دادگستری

قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی که در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ پانزدهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 16/2/1373 به تایید شورای نگهبان رسیده و طی نامه شماره 10718 مورخ 21/2/1383 مجلس شورای اسلامی واصل گردیده است، به پیوست جهت اجراء ابلاغ می گردد.

رییس جمهور ـ سیدمحمد خاتمی

قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی

     ماده واحده ـ از تاریخ تصویب این قانون، کلیه محاکم عمومی، انقلاب و نظامی دادسراها و ضابطان قوه قضائیه مکلفند در انجام وظایف قانونی خویش موارد ذیل را به دقت رعایت و اجراء کنند. متخلفین به مجازات مندرج در قوانین موضوعه محکوم خواهند شد:

1     ـ کشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تامین و بازداشت موقت می باید مبتنی بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت گیرد و از اعمال هرگونه سلایق شخصی و سوء استفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت و یا بازداشت های اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود.

2     ـ محکومیت ها باید بر طبق ترتیبات قانونی و منحصر به مباشر، شریک و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رای مستدل و مستند به مواد قانونی و یا منابع فقهی معتبر (در صورت نبودن قانون) قطعی نگردیده اصل بر برائت متهم بوده و هر کس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.

3     ـ محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان و مشتکی عنهم را رعایت کرده و فرصت استفاده از وکیل و کارشناس را برای آنان فراهم آورند.

4     ـ با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرایم و مطلعان از وقایع و کلا  در اجرای وظایف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازین اسلامی کاملا  مراعات گردد.

5      ـ اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب می نماید که در موارد ضروری نیز به حکم و ترتیبی باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضایی ارسال شود و خانواده دستگیرشدگان در جریان قرار گیرند.

6      ـ در جریان دستگیری و بازجویی یا استطلاع و تحقیق، از ایذای افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضاء، تحقیر و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.

7      ـ بازجویان و ماموران تحقیق از پوشاندن صورت و یا نشستن پشت سر متهم یا بردن آنان به اماکن نامعلوم و کلا  اقدام های خلاف قانون خودداری ورزند.

8      ـ بازرسی ها و معاینات محلی، جهت دستگیری متهمان فراری یا کشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانونی و بدون مزاحمت و در کمال احتیاط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایی که ارتباطی به جرم نداشته و یا به متهم تعلق ندارد و افشای مضمون نامه ها و نوشته ها و عکس های فامیلی و فیلم های خانوادگی و ضبط بی مورد آنها خودداری گردد.

9     ـ هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت.

10     ـ تحقیقات و بازجویی ها، باید مبتنی بر اصول و شیوه های علمی قانونی و آموزش های قبلی و نظارت لازم صورت گیرد و با کسانی که ترتیبات و مقررات را نادیده گرفته و در اجرای وظایف خود به روش های خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدی صورت گیرد.

11     ـ پرسش ها باید، مفید و روشن و مرتبط با اتهام یا اتهامات انتسابی باشد و از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غیرموثر در پرونده مورد بررسی احتراز گردد.

12     ـ پاسخ ها به همان کیفیت اظهارشده و بدون تغییر و تبدیل نوشته شود و برای اظهارکننده خوانده شود و افراد باسواد در صورت تمایل، خودشان مطالب خود را بنویسند تا شبهه تحریف یا القاء ایجاد نگردد.

13     ـ محاکم و دادسراها بر بازداشتگاههای نیروهای ضابط یا دستگاههایی که به موجب قوانین خاص وظایف آنان را انجام می دهند و نحوه رفتار ماموران و متصدیان مربوط با متهمان، نظارت جدی کنند و مجریان صحیح مقررات را مورد تقدیر و تشویق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانونی شود.

14     ـ از دخـل و تصـرف ناروا در اموال و اشیای ضبطی و توقیفی متهمان، اجتناب نموده و در اولین فرصت ممکن یا ضمن صدور حکم یا قرار در محاکم و دادسراها نسبت به اموال و اشیاء تعیین تکلیف گردد و مادام که نسبت به آنها اتخاذ تصمیم قضایی نگردیده است در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گردیده و در هیچ موردی نباید از آنها استفاده شخصی و اداری به عمل آید.

15     ـ رئیس قوه قضائیه موظف است هیاتی را به منظور نظارت و حسن اجرای موارد فوق تعیین کند. کلیه دستگاههایی که به نحوی در ارتباط با این موارد قرار دارند موظفند با این هیات همکاری لازم را معمول دارند. آن هیات وظیفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانین، علاوه بر مساعی در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، با متخلفان نیز از طریق مراجع صالح برخورد جدی نموده و نتیجه اقدامات خود را به رئیس قوه قضائیه گزارش نماید.

     قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز سه شنبه مورخ پانزدهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 16/2/1383 به تایید شورای نگهبان رسیده است.

رییس مجلس شورای اسلامی  ـ مهدی کروبی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 21:25  توسط محسن گودرزی  |